
دلم گرفته است،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی تک درختی در کویر گرفته است ...
دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در ملکوت دور افق گم می شود ...
به اندازه ی جامی سرشار از سرخی و سیاهی مرگ ...
نمی دانم بوی شوقی که از نفس های غمناک این شب به جان می رسد از کرانه های
وصال توست یا از نرگس های مستی که بر کنار جاده انتظار روییده اند؟
دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است...
دلم می خواهد دفتر دلتنگیم را باز کنم و از شب سرد و ساکتم،حرفها بگویم .
دلم می خواهد همه بدانند که اهنگ عبور را با تمام وجود احساس می کنم و
اشک های بدرقه گر عزیزم را سرازیر می کنم .
چه بگویم از هزاران امید سبزی که در خانه ی دلم ویران می شوند ؟؟
چه بگویم از شب های منحوسی که سپید خاموش را فریاد می زنند ؟؟!!
بال هایم می سوزند،بال های بی عروجم.بال هایی که در قفس مانده اند و
از پشت میله ها فغان سر می دهند . چه کنم ؟؟
میان کوچه های شب منم همپا... منم تصویر تنهایی... منم دلتنگ شب ...
دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است ...و اینها بهانه ایست
دلم بیش از همه برای تو تنگ است ....
مرا به یاد بیاور. مرا از یاد مبر. که انعکاس صدایم درون شب جاری است ...
نظرات شما عزیزان:
گندم 
ساعت13:03---13 اسفند 1390
s\سلام اپم
خوشحال میشم از حضورتوون...
ارتین 
ساعت9:02---7 مهر 1390
هيچـــكس
ويراني ام را حس نكرد
روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟
کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . .
مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !
نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی
از همیـــــن گوشــــه کنــــار
.
.
.
و امــــــــروز
بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد
تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را
ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم
مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد
srr 
ساعت23:49---1 مهر 1390
سلام خوبی وبلاگ خیلی خوبی موفق باشی راستی منم یه وب دارم دوست داشتی یه سر بهم بزن
مریم 
ساعت20:06---1 مهر 1390
اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
.......
سلام
پاییزت مبارک
منتظر حضور پر مهرت هستم
آپم
مريم 
ساعت14:04---1 مهر 1390
سلام دوست من.
خيلي به وب من خوش اومدي...
بهت تبريك ميگم وبلاگ خيلي زيبايي داري.gif)
با افتخار لينك شديد...
منو با اسم "من و روزاي عمرم" لينك كنيد
nazila 
ساعت12:23---1 مهر 1390
سلام عزیزم. وب قشنگی داری. خوشحال شدم که بهم سر زدی. با همون اسم دهکده تنهایی لینکت کنم؟
منتظز جوابت هستم. بازم بهم سر بزن
nazila 
ساعت12:22---1 مهر 1390
سلام عزیزم. وب قشنگی داری. خوشحال شدم که بهم سر زدی. با همون اسم دهکده تنهایی لینکت کنم؟
منتظز جوابت هستم. بازم بهم سر بزن
nazila 
ساعت12:22---1 مهر 1390
سلام عزیزم. وب قشنگی داری. خوشحال شدم که بهم سر زدی. با همون اسم دهکده تنهایی لینکت کنم؟
منتظز جوابت هستم. بازم بهم سر بزن
سحر 
ساعت19:36---31 شهريور 1390
سلام وب جدید مبارک...
قشنگه واقعا....gif)
بازم بیا
جاوید 
ساعت14:14---31 شهريور 1390
سلام مرسی که اومدی بازم بیاااااااا
بنیامین شیدا 
ساعت10:09---31 شهريور 1390
سلام ودرود بر دل...اسمت رو دقیقا نمیدونم....خیلی وبت قشنگه بهم سر بزن
الان میخوام آپ کنم
.... 
ساعت23:07---30 شهريور 1390
سلام ممنون كه به وب سر زدين
من شمارو لينك كردم اگه منو به اسم بيمارعشق لينك كن
|